معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
553
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
وى خواهد بود چنانچه در بشارت جبرئيل كه در زندان به آن حضرت آورده شمّهء ازين معنى مبيّن شد ، و مىدانست كه قحطى عظيم خواهد آمد ، چنان كه مفضى به هلاكت باشد و به بركت عدل و احسان آن حضرت خلقى عظيم كثير از هلاكت نجات يابند لا جرم بر خود واجب دانسته ، در طلب اين امر شروع فرمود و چون نيّت آن حضرت ايصال نفع بود به مستحقان و دفع ضرر از ايشان ، نه دعوت نفس در طلب جاه و رياست و توغّل در امارت و حكومت ، لا جرم مرضىّ حقّ تعالى افتاد و بر پادشاه و رعايا مبارك آمد . سؤال ديگر آنست كه يوسف در اين سؤال و بيان حال خويش ترك استثنا فرمود ، مناسب آن بود كه فرمودى « إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ ان شاء اللّه تعالى » بدليل آنكه فرمود : جلّ ذكره « لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ » . امام واحدى در تفسير آورده است « قدّس اللّه روحه » كه حضرت يوسف به همين مقدار تساهل مدّت يك سال به مقصود و اصل نشد و در اين مدّت امر وى در تسويف افتاد . و در تفسير كشف الاسرار از ابن عباس روايت كرده است كه حضرت رسول ( ص ) فرمود : « رحم اللّه تعالى اخى يوسف لو لم يقل اجعلنى على خزائن الارض لاستعمله من ساعة و لكنّه اخّر ذلك منه فاقام فى بيته عنده سنة مع الملك « 1 » » . به روايت امام واحدى سبب تسويف ، ترك استثنا بوده است ، و به روايت ابن عباس رضى اللّه تعالى عنهما ، طلب امارت است و امام رازى رحمه اللّه در جواب اين سؤال مىگويد كه اگر استثنا فرمودى شايستى كه ملك را اعتقاد چنان شدى كه مگر يوسف را اعتمادى نيست بر قدرت خود بر ضبط اين عمل و كما ينبغى از عهدهء امر بيرون آمدن
--> ( 1 ) - ح : آخر ذلك منه سنة من الملك .